نه شاعر بودن را خواستم
که اندوهم را در قافیهای تنگ زندانی کنم،
نه نویسنده بودن را
که دردهایم را به واژههای فرسوده بسپارم.نقاش نبودم
تا زخمها را با رنگی آرام کنم،
عکاس هم نه
تا لحظههای گریزان را در قابِ سردِ زمان حبس کنم.من فقط
پیش از آنکه روزها بیصدا پیر شوند،
پیش از آنکه دیر شود،
میخواستم
بیهیچ هنر،
بیهیچ نام،
خودِ زندگی را
زندگی کنم.

برچسب:
نویسنده: mahansamadyan